ابر و باران

 

 

...دخترک در دل به من گفت:

ای سنگ دل.

(صدای فرياد قلبش را از چشمانش شنيدم)

و من

       می رفتم

                  و به راه خود ادامه می دادم

در راه در اين فکر بودم که

آيا کار درستی کردم؟

 

آيا بايد به او می گفتم که:

من از شکستی عاشقانه باز می گردم

رهايم کن

 

نوشته بر باد توسط : ابر

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

سلام باران..خوبی؟ راستش من به نظرم آپیدت هام اونقدری جالب نبود که بخوام براشون وقتت رو بگیرم..با این حال مرسی که خوندی. اونی که در حال حاضر باعث اذیت منه...دست هیچ کس بهش نمی رسه.....همونی که از این دستورا می ده!

صادق

سلام...من نمی دونم.من منتظر شعرهای قشنگتر هستم.

مهدی

برا خودمم عجیبه..می دونی عجیب ترین قسمتش چیه..اینه که تا حالا خودمم هنوز برا خودم عادی نشدم..نمی دونم توسنتم منظورم رو برسونم یانه

fereshteh

salam azizam webloge kheli kheli nazi dari moafagh bashi

پيمان

سلام .... و چرا رفتييييييييی ؟؟؟ بودن بهتر از ماندن است و ماندن بهتر از رفتن ... شاد باشی ...

آدينه بوک

بازاريابي اينترنتي ... هر کليک 80 ريال ... به ما سر بزنيد.

صادق

سلام...از اين کارا بکنين نه من نه شما...باز من از رفتن يک دوست ناراحت شدم.ببخشيد.اختيارش با خودتونه.من شايد شرايط شما رو ندونم.ولی با اين حال يه تصميمی بگيرين که توی زندگيتونم قرار باشه همون تصميم رو هميشه بگيرين...موفق باشيد.

نيما

رفتن نرفتن دوس ندارم اصلا به اين موضوع فکر کنم و نظر بدم

محمد ( بغض بارون )

من از شکستن عاشقانه باز می گردم رهايم کن ... منو رها کن از اين غم تنهايی .... هميشه تيتراژ برنامه ی شب شيشه ای بود که تهران پخش می شد . دخترک فرياد قلب شکستن رهايی ...