دلم را

اين دل بی قرارم را به تو می سپارم

سر بر دامن لطف تو می گذارم٬ تو مرا غرق آرامش می کنی

 

بالاترين موهبت زندگی ام

خدای مهربانم

تورا دوست دارم

 

کمکم کن تا با تو عهدی ببندم

توان تعهدی را بر من ببخش ماندگار

از تو کمک می خواهم٬ از تو پيش از هر چيز تورا می خواهم

در بهترين و بدترين شرايط توکل به تورا

شکيبايی در اوج بی تابی و بی قراری را

در صعب ترين شرايط ٬ سهل ترين آرامش را می خواهم

کمک کن راضی باشم به هرآنچه تو برايم می خواهی٬

که هرآنچه تو خواهی خير مطلق است

اکنون که به لطف خود به من جرات خواستنش را عطا کردی

بيش از قبل ياريم کن که رضا باشم به آنچه تو بخواهی

نه آنچه گمان می کنم خير است و من می خواهم

پروردگارا  تو خود خير واقع را بر من بنما و راهش بر من بگشا

 

                                                     خدانگهدار                         

                     باقی بقايتان                        

       

 

 نوشته بر باد : توسط باران

  

/ 42 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اسمر

زندگي دو قسم است ؛ نيمي از آن جامد و نيم ديگر شعله ور و عشق آن نيمهُ شعله ور است. به درون رفتم و به سجده افتادم و در راز و نياز خود چنين گفتم: پروردگارا ! مرا طعمهُ عشق قرار ده !

صادق

سلام...اختيار دارين رفيق.من سوال شما رو قبلاْ می دونستم.ولی الان يادم رفته.تنها چيزی که می تونم بگم اينه که اين آهنگ، آهنگ سريال در برابر باد بود که بازيگر نقش اول همون سريال هم اين رو می خونه.دنبال اسمش بودم ولی از دوستانم هم کسی نمی دونست.حالا باز هم سوال می کنم و حتماْ بهتون ميگم...اين خدانگهدارتون چه جوريه؟هميشگيه؟...موفق باشيد.

صادق

سلام...http://sharemation.com/gharch/against1.swf موفق باشيد.

صادق

سلام...جای قلم رو در قلمدان خالی نگذاريد رفيق.

محمد ( بغض بارون )

دلم را اين دل بی قرارم را به تو می سپارم سر بر دامن لطف تو می گذارم . تو مرا غرق آرامش می کنی بالاترين موهبت زندگی ام خدای مهربانم تو را دوست دارم .... هنوزم اين وبلاگتو دوست دارم . خيلی زياد خيلی فرشته . ای کاش بازم اينجا می نوشتی

کسری

چرا تک تک از عشق نالانيد؟ آیا در ذهن و دلتان برتر از « تو » وجود ندارد؟؟!

سروش

سلام عشق را تنها نگه ندار که پژمرده ميشه به باغ دلت ببر شايد فرجی شد آپم خوشحال ميشم سری بزنی موفق باشی

صادق

سلام...يادش به خير.يادم رفته بود که شما از اول ۸۵ تا به حال ننوشتين.

فرشته

چقدر دلم برای اينجا تنگ شده بود چقدر دلم برای اون احساسی که باهاش می نوشتم ميسوزه ... !! آخدا اين ديگه چه جور رسميه ؟ ...